
![]()

طالع بینی دانشجویی
ادامه مطلب







نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت
" اینام که طبق معمول اینم آخریش به شيک پوشان عالم بگوييد آخرين تيپ کفن است... ...
![]()


گاهي وقتها سکوت همه چيز است. گفته ها سياهي دفترند 
بايد از بيرون دادن آنها پرهيز کرد. سکوت، سپيدي درون
وحاشيه دفتراست. که نه چشم را مي آزارد .نه خاطر کسي
را مکدر مي کند. دوست خوب کسي است که سپيد هاي
دفتردوستي ات را بخواند ، نه آنکه دائم سياهي هايش را
برايت ورق بزند
قسمت فريبي است که با آن اشتباهات خود را مي پوشانيم 
اين سالها نيست که عمر ما را مي سازد بلکه لحظه هاست 
بزرگترين پند زندگي اين است كه گاهي احمق ها درست مي گويند. 
اديسون: هيچ چيز واقعا خراب نيست!!!حتي ساعتيكه از كار افتاده دو بار در روز زمان را درست نشان مي دهد . 
انتظار سخت است. فراموش کردن سخت تر است.اما اينکه ندوني بايد انتظار بکشي يا فراموش کني از همه سخت تر است...
خودت رو از کسي پس نگير شايد اين تنها چيزيست که او دارد…وقتي که ميگويي دوستت دارم اول روي اين جمله فکر کن…شايد نوري را روشن کني که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود 
![]()
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 13:6 موضوع | لینک ثابت

از یادت
نمی کاهم.
دوستت دارم... خیلی زیاد.
%20copy.gif)

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 22:15 موضوع | لینک ثابت
من را صد بار از خود برانی دوستت دارم 





نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 20:6 موضوع | لینک ثابت

پاي من جـوونـيتو هـــدر نـکن دلـــــبـر نـاز
باخت مـن كافـيـه تو ديگه به پاي من نباز
توي قلب مهربونت واسه من خو نه نساز
من بازنده رو خوب ببين برو تنهام بذار
من يه پاييزيم و ولي تو چي گل بهار؟
دل به كي بستي عزيزم به من بي كس و كار؟


قدر دنيا رو بدون لحظه هاشو حروم نكن
بـرو و دو روز دنيـا رو با من تموم نكن
منو باز با اشكاي قشنگت روبرو نكن


آخه من خودم ته راهو ديدم سياهيه
آخر اين همه عشقو عاشقي تباهيه
انگاري تو تنگ اين دنيا جاي يه ماهيه







نوشته شده توسط محسن در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت
دخترک گفت: بشمار.
پسرک چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن: يک، دو، سه، چهار...
دخترک رفت پنهان شود، آن طرف تر پسر ديگري را ديد که گرگم به هوا بازي ميکرد، برّه شد و با گرگ رفت.
...پسرک قصّه هنوز ميشمرد...

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 23:31 موضوع | لینک ثابت
|
یه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نميگه يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي پيچونه يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نمي کنه يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره |
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 22:1 موضوع | لینک ثابت
يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او
گفت يک شبي مجنون نمازش را شکست
يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم
گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم
سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سر مي زني
در حريم خانه ام در مي زني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بي قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 22:56 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام
من محسن هستم اهل اصفهان و دانشجو ی یکی از دانشگاههای شیراز خیلی خوشحال
میشم از نظرات شما دوستان استفاده کنم.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس
script type="text/javascript" src="http://sarevaght.com/web/star.js">
<-